سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
92
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
آن مرد ، فرمود : اى بينوا ! واى بر تو ! دست زنت را بگير و برو و به او نيكوئى كن كه تو ، اهليت داشتن چنين زن زيبائى را ندارى ! « سلفى » هم اين حديث را نقل كرده است . [ نور الابصار شبلنجى ص 71 ] تحت عنوان « نادرة » مىنويسد : مردى با خنثائى كه هم آلت زنانگى داشت و هم مردانگى ازدواج كرد و كنيزكى كه داشت ، كابين آن خنثى قرار داد و با او همبستر شد . آن خنثى به فرزندى حامله شد . سپس همان خنثى با كنيزى كه كابينش بود نزديكى كرد و دخترى از او بوجود آمد . اين پيشآمد شهرت پيدا كرد و نقل محافل گرديد . و طولى نكشيد كه مسئله آنها به عرض امير المؤمنين على عليه السّلام رسيد . حضرت على عليه السّلام از چگونگى حال آن خنثى پرسيد . گفتند : اين شخص حيض مىشود ، همخوابى مىكند و با او همخوابى مىكنند ، و از هر دو آلتش منى بيرون مىآيد ، آبستن مىشود و آبستن مىكند ! مردم در پاسخ از چگونگى حال او حيرت زده شدند و گفتند : دربارهء او چه قضاوتى مىتوان كرد كه حق از باطل امتياز داده شود ؟ ! حضرت على عليه السّلام دستور داد دو كودك نابالغ دندههاى راست و چپ او را شمردند كه اگر دندههاى هر دو جانب او مساوى باشد زن است ، و اگر جانب چپش يك دنده كمتر دارد مرد است . آن دو كودك همين كار را كردند ، معلوم شد طرف چپش يك دنده كمتر دارد مرد است . آن دو كودك همين كار را كردند ، معلوم شد طرف چپش يك دنده كم دارد . حضرت على عليه السّلام فرمود : اين شخص مرد است و دستور داد تا زن و مرد از يكديگر جدا شدند . « شبلنجى » پس از بيان حديث مزبور ، متعرض دليل قضاوت حضرت على عليه السّلام شده است و به اينجا مىرسد كه « حوّا » از ضلع چپ حضرت آدم عليه السّلام بوجود آمده است و همين معنى ايجاب كرده است كه دنده چپ مرد كمتر از دندهء